وقایع شگفت از عالم غیب از مرگ تا عالم برزخ

غلط می‌كنی قانون را قبول نداری قانون تو را قبول ندارد

دوشنبه 8 تیر 1388

غلط می‌كنی قانون را قبول نداری قانون تو را قبول ندارد
 

تا انتها بخوانید ...
* من باز به همه این آقایانی كه می‌خواهند نطق كنند و اعلامیه بدهند و نمی‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاین مزخرفات، به همه اینها اعلام می‌كنم كه برگردید به اسلام، برگردید به قانون ، برگردید به قرآن كریم ،‌ بهانه درست نكنید كه اسباب این بشود كه شما همه به انزوا كشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جای خود باشند و چنانچه این‌طور نباشد،‌ مسئله طور دیگر خواهد شد. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)
*نمی‌شود از شما پذیرفت كه ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌كنی قانون را قبول نداری!قانون تو را قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت، از كسی پذیرفت ، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به اینها ، مردم 16 میلیون تقریبا یا یك قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم كه به قانون اساسی رای دادند منتظرند كه قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند می‌شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسی را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئیس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید ،‌ ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این‌كه میزان اكثریت است ؛ و تشخیص شورای نگهبان كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست ، میزان است كه همه باید بپذیریم.
(صحیفه امام جلد 14 صفحه 378)
* اگر یك جایی عمل به قانون شد و یك گروهی در خیابان‌ها برضد این عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ این همان معنای دیكتاتوری است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پیش می‌رود،‌ این همان دیكتاتوری است كه به هیتلر مبدل می‌شود انسان،‌این همان دیكتاتوری است كه به استالین انسان را مبدل می‌كند. اگر قانون در یك كشوری عمل نشود ، كسانی كه می‌خواهند قانون را بشكنند اینها دیكتاتورانی هستند كه به صورت اسلامی پیش آمده‌اند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها. اگر همه این آقایان كه ادعای این را می‌كنند كه ما طرفدار قوانین هستیم ، این‌ها با هم بنشینند و قانون را باز كنند و تكلیف را از روی قانون همه شان معین كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف رای من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،دیگر دعوایی پیش نمی‌آید؛ هیاهو پیش نمی‌آید.
(صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)

* قانون معنایش این است كه{ همه} چیزها {را} به حسب قانون اسلامی ، به حسب قانون كشوری كه منطبق با قوانین اسلام است ، همه را ،‌وظیفه‌اشان را قانون معین كرده‌. بعد از این كه قانون وظیفه را معین كرد ، هر كس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، این یك دیكتاتوری است كه حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این كشور را به تباهی خواهد كشید و این كشور وقتی به تباهی كشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، این همان وظیفه ای است كه برای ابرقدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده،‌ ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد كه دیگر مصیبت بالاتر است،‌لكن خودشان ملتفت نیستند.
(صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)


به گوش باشید

سه شنبه 26 خرداد 1388

ملت شریف ایران و مردم عزیز تهران توجه کنید

جریاناتی که اخیرا در تهران اتفاق افتاده سازمان دهی شده است و از سوی منافقین می باشد

تنها خواسته ای که از شما انتظار میرود حفظ وحدت هست

قطعا انتخابات همین بوده سالم هم بوده و رئیس جمهور عوض نمیشه

الان مسئله انتخابات نیست مسئله چیز دیگریست

هشیار باشید
داره از شما سو استفاده میشه
این رو خواهشا بفهمید


سوال در مورد نظر آیت الله بهجت در رابطه با دولت احمدی نژاد

یکشنبه 17 خرداد 1388

بسمه تعالی
سلام علیکم : آیا متن زیر صحیح است ؟
آیة الله العظمی بهجت رحمه الله در دیدار دولت با علماء در سال 1386 فرموده اند : باید دید بعضیها چه گناهی کرده اند که نمی توانند خدمات دولت آقای احمدی نژاد را ببینند .

پاسخ :
بسمه تعالی
به اطلاع میرساند حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمه الله هیچ گونه نظری در مورد هیچ نامزدی در هیچ انتخاباتی اظهار نمی کردند .

 
دفتر معظم له


بیانیه دوم حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمه الله درباره انتخابات :

شنبه 16 خرداد 1388

بیانیه دوم حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمه الله درباره انتخابات :

بسم اللّه Imageالرّحمن الرّحیم
«الحمدللّه ربّ العالمین و الصَّلاة على سیّد الأنبیاء محمّد و آله سادة الأوصیاء المطّهرین»

در جوابِ سؤالِ مكرّرِ مربوط به انتخابات، [مطالبى ذكر مى شود] با اشاره به آنچه در سال گذشته تذكّر داده شده بود،از بیاناتى كه اختصاص به زمانى و مكانى ندارد و در آنها تعیینِ توصیفى - كه اتمّ و اعمّ و احسن و اكمل و ادوم از تعیین اسمى است - شده بود.
از«حذیفه» رضوان الله علیه مروىّ است، كه فرمود: «كانوا یسألون رسولَ اللّه عن الخیر و كنتُ أسأله عن الشرّ»؛ باید بدانیم «شرّ» چیست و «اهل شرّ» كیست تا فرار از آن نماییم، و «خیر» چیست و «اهل خیر» كیست تا به سوى آن فرار نماییم. باید اهل انتخاب،در پیاده كردن كبریات در صغریات، و كلیات در جزئیات، روشن و بااحتیاط باشند؛ و رضاى خداى بزرگ را مقدّم بر رضاى غیر نمایند؛ و فحص از عقلاى متدیّنین كه اصلح باشند نمایند؛ و در روشنى توقّف ننمایند و در تاریكى حركت ننمایند؛ و از رشوه دادن و گرفتن (شیوه دُوَل كفر)، دور باشند؛ با متدینینِ از عقلا، كه محیط به مسائل شرعیّه و با ایمان اعتقادى و عملى، و پرهیزكار، و با تدبیر، و شجاعت، و اعتدال فكرى و مسلكى، باشند و با غیر آنها سر و كار نداشته باشند، و مسلمانها را گرفتار نكنند و كارى نكنند كه در پشیمانى از آن، تداركى نیست.

 از وطن فروشى و وطن فروشان كه غایتِ محبّتِ دُوَل كفر است، دور باشید. عواقب وطن فروشانِ به دول كفر را، ملاحظه بنمائید! دیدیم و مى بینیم كه به محلِّل هاى خودشان، وفا نمى كنند، مگر تا زمانى كه چاره ندارند، و پس از آن، جز پشیمانى و عاقبتِ سوء براى تابعین آنها نمى ماند. باید بدانیم كه هیچ نقصى در ممالك اسلامیّه نیست كه منسوب به دول كفر نباشد؛ و آنچه منسوب به آنها است، نقص در اسلام و ایمان است، یا منتهى به آن است.غیر از معصومین علیهم السلام كسى نمى تواند بگوید: «همه چیز را مى دانم، یا مى بینم»؛ و نمى تواند كسى بگوید: «هیچ چیز را نمى دانم و همه جا تاریكم»، بلكه هر عاملِ عادى، چیزهایى را مى داند و باید حركت كند و توقف ننماید، [و [بلكه باید از معلومات خود، مجهولات را استخراج نماید تا آنجا كه بتواند؛ و چیزهایى را نمى داند و باید احتیاط و توقّف و تفحّص نماید تا به ندامتِ غیرِ مستدرَك، مبتلا نشود. و این مطالب براى جواب سؤال ها، [ذكر شد] با اشتمال بر بیاناتى كه اتمام حجّت و تأكید آن است، تا آنكه على العمیاء، یا به مسامحه، خود و دیگرانِ از مؤمنین را، در گمراهى وارد ننمایند.
 كسانى كه متحیّر و مردّدند، به آنها دستور داده شده و مى شود: ملاحظه كنید: كدامیك از دو حزب، با ولایت على علیه السلام ، موافق یا موافق تر است؛ و كدام، اعتقاد او عملاً انتظار مهدى علیه السلام را دارد یا متأكّدتر است؛ كدام، تغییرى در امور دینیّه، داده یا نمى دهد؛ كدام، معتدل در فكر، یا متلوّن است در اعتقاد یا عمل؛ كدام، ملكه تقوى و صدق و ائتمان دارد، یا قوى تر است؛ كدام، در صفات، شبیه به كفر یا نفاق و كدام، دورتر است؛ و بالجمله، كدام، به خداى متعال و خاتم الأنبیاء و خاتم الاوصیاء «صلوات الله علیهم و عجَّل فرجَهم» نزدیك تر است.
 
از خداوند عظیم، موفقیت همه مؤمنین را بر مرضیّات او، و تجنّب از مبغوضات او را در همه جا و در هر حال، مى خواهیم.
و السّلام علیكم و رحمة اللّه و بركاته
الأحقرمحمّدتقى البهجة


وبسایت رسمی معظم له


بیانیه اول حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمه الله درباره انتخابات :

شنبه 16 خرداد 1388

بیانیه اول حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمه الله درباره انتخابات :

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و الصَّلاة على سیّدالانبیاء محمّد و آله السّادة الاوصیاء الطّاهرین.

و بعد، چنانكه مكررا، از شركت در انتخابات، سئوال شده، در جواب آنها، آنچه اظهار شده است، بیان مى شود: این جانب، جهاتِ سلبیّه واثباتیّه را متعرّض مى شوم.
كسانى كه بنا دارند در رأى دادن و یا انتخاب شدن، شركت نمایند، باید متذكِّر باشند، كه : كسانى حق انتخاب شدن و امینِ مردمِ باایمان در مورد دین و دنیا بودن را دارند، كه از رجالِ باعقلِ كاملِ كافى و ایمان كامل از شیعه اثناعشریّه و با علم به مسائل شرعیّه در شخصیات و اجتماعیات و با شجاعت باشند؛ و از آنهایى باشند كه در اظهارات و تروك، «لایخافون فى اللّه لومة لائم» مائده: 54. باشند؛ و از رشوه ها و تخویفات و نحو آنها دور باشند؛ نظر نكنند كه تا به حال چه بود، بلكه نظر نمایند كه از حال چه باید بشود و چه باید نشود؛ و باید پرهیزكار و خداترس باشند، اراده خداى تعالى را بر همه چیز ترجیح بدهند؛ اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان نیستند، و رأى دادن براى فاقدها بى اثر است، بلكه جایز هم نیست، مشكوك هم، متروك است.

تفحص هم، باید كامل باشد و بدون مداخله دوستى و دشمنى در امور نفسانیّه باشد.
در حالِ رأى دادن و گرفتن، خداى عظیم را ناظر به تمام خصوصیاتِ همه بدانند. كسانى هم كه واجِد خصوصیات مذكوره باشند - كه جایز باشد رأى دادن و گرفتن درباره آنها - واجب مى شود با توانایى، اگربدانند یااحتمال بدهند كه فاقدِ بعضِ آنها،رأى خواهندگرفت. ملاحظه نمایید دول كفر را [كه] چگونه انتخاب مى نمایند و انتخاب مى شوند، و چه كسانى انتخاب مى شوند، و ازچه راه هایى انتخاب مى شوند، و چه آرائى در مجلس هاى خودشان اظهار مى كنند، و دولتهاى آنها چه عملیاتى بر طبق قانون مملكت و برخلاف قانون عقل و دین، حتى ادیان منسوخه آنها، انجام مى دهند كه فساد و اِفساد آنها بر همه عقلاى دنیا آشكار است، [و] مخالفت نمایید با چگونگى كارهاى آنها و چگونگى وسائل و اسباب و مسبّبات آنها، كه مطابقت با هیچ دینِ اصل دار و هیچ قانون عقل پسند، ندارند. عصمكم اللّه و ایانا من الزلات كلّها بمحمّد و آله الطّاهرین،صلوات اللّه علیهم اجمعین
والسلام علیكم و رحمة اللّه و بركاته



وبسایت رسمی معظم له


فردا كسی مویه‌های فاطمه (سلام الله علیها) را نخواهد شنید

چهارشنبه 6 خرداد 1388

فردا كسی مویه‌های فاطمه (سلام الله علیها) را نخواهد شنید

فارس: فردا تمام رنج‌ها و غم‌های فاطمه (س) تمام می‌شود تا هیچ یك از اهل مدینه از مویه‌های دختر پیامبر (ع) به علی (ع) شكایت نیاورد. فردا عرش سیاه می‌پوشد و زمین، سراسر غم و اندوه خواهد بود.
فردا مصادف با سوم ماه جمادی‌الثانی، به روایتی سالروز شهادت بانوی بزرگ اسلام، حضرت صدیقه طاهره (س) است و شیعیان و پیروان آن حضرت با ترتیب دادن مجالس عزاداری، سینه‌زنی و سخنرانی و به راه انداختن دسته‌های سوگواری در شهرها و روستاها در غم شهادت این بانوی فداكار اشك ماتم می‌ریزند.
در تهران، هیئت‌های عزادار نه تنها در مساجد و حسینیه‌هایی مانند مسجد امام حسین (ع)، مسجد لاله‌زار، حسینیه بنی‌فاطمه، حسینیه فاطمیون، مسجد و حسینیه همدانی‌ها، بیت‌الرقیه، امامزاده حضرت علی اكبر (ع)، مسجد حاج سیدعزیزالله بازار تهران، مسجد مرحوم خندق‌آبادی، مسجد صاحب‌الزمانی‌ها، مهدیه تهران و ... شكل می‌گیرد كه سوگواران زهرای اطهر (س) در منازل شخصی خود نیز با برپا كردن مجلس عزاداری به نوحه‌خوانی و عرض ارادت به ساحت قدسی آن حضرت اهتمام دارند.
مروری بر زندگی حضرت فاطمه (س)
تولد و نام‌ها
حضرت زهرا (س) در 20 جمادی‌الثانی سال پنجم بعثت، آن هنگام كه پیامبر مكرم اسلام 45 سال داشت،‌ پا به عرصه وجود گذاشت. هرگاه رسول اسلام شوق نسیم بهشت بر دلش می‌افتاد، او را می‌بویید و نسیم خوشبوی فردوس و عطر درخت طوبی ـ همان درختی كه در بهشت، منسوب به حضرت زهرا (س) است ـ را در او می‌یافت.

نام‌ها و القاب بسیاری را بر بانوی دو عالم نسبت می‌دهند كه امام صادق (ع) فاطمه، صدیقه، مباركه، زكیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا را از اسامی آن حضرت می‌داند كه این نام‌ها نزد پروردگار است. فاطمه را فاطمه نام نهاده‌اند، چون او و شیعیانش از آتش دوزخ در امان هستند. او را بدین نام خوانده‌اند چون عالمه‌ای است كه نیاز به معلم ندارد، خویش را از پلیدی بازگرفته و آفریده‌ها همگی از شناخت و معرفت حقیقی او دور هستند.
روایت كرده‌اند كه نام فاطمه از فاطر ـ یكی از نام‌های خدا ـ گرفته شده است و او را به دلیل پاكیزگی از هرگونه ناپاكی و آلودگی طاهره نام نهاده‌اند. شیخ صدوق از امام رضا (ع) حدیثی نقل می‌كند كه فرمود: فاطمه آنگونه بود كه چون هلال ماه رمضان برمی‌آمد، نورش بر ماه چیرگی می‌یافت و آن را پنهان می‌ساخت و هرگاه فاطمه نهان می‌شد، نور ماه رخ می‌نمود.
همچنین امام صادق (ع) می‌فرماید: او را زهرا نامیده‌آند، از آن رو كه در بهشت، گنبدی از یاقوت سرخ دارد كه طولش به بلندترین نقطه آسمان می‌رسد، پیمودنش یك سال به درازا می‌انجامد و به نیروی پروردگار توانا نه از بالا به جایی متصل است و نه از پایین به ستونی تكیه كرده است. صد هزار در دارد و بر آستانه هر در، هزار فرشته قرار دارد كه بهشتیان آنان را چون اخترانی فروزان در كرانه‌های آسمان می‌بینند. آنها به یكدیگر می‌گویند: این فروزندگی از گنبد فاطمه (س) است.
حصان (پناه)، حرّه (آزاده)، عذرا (دوشیزه)، حورا (بانوی زیبای بهشتی)، مریم كبری (بزرگ‌ترین دوشیزه)، سیده (سرور، بانو) و بتول (پارسا) از نام‌های دیگر حضرت است.
ازدواج
پیامبر گرامی اسلام، حضرت فاطمه (س) را در نخستین روز ذیحجه به عقد مولا امیرمومنان درآورد. البته بعضی روایات، این تاریخ را ششم ذیحجه نقل كرده‌اند.

ازدواج آن حضرت با علی (ع) با دشمنی‌ها و آزارهایی همراه بوده است. زنان قریش، فاطمه (س) را به خاطر این ازدواج ملامت می‌كردند و به دختر پیامبر می‌گفتند: رسول خدا تو را به همسری مردی فقیر و نادار درآورده است. در حالی كه پیامبر (ص) در پاسخ به این نجوای پلید زنان قریش می‌فرماید: دخترم! نه پدرت فقیر است و نه همسرت. گنجینه‌های طلا و نقره زمین را به من عرضه داشتند، اما من آنچه را نزد پروردگارم بود، برگزیدم. والله اگر من تو را به همسری كسی درآوردم كه در اسلام خود از همه پیشی جسته و داناترین و شكیباترین مردم است، در خیرخواهی برای تو كوتاهی نكرده‌ام. خدای متعال بر زمین نگریست و از زمینیان، تنها دو مرد را برگزید؛ یكی را پدر تو و دیگری را همسرت قرار داد.
فضائل فاطمه (س)
* امام حسن مجتبی (ع) می‌فرماید: یك شب مادرم را دیدم كه در محراب خود ایستاده است. با او همراه شدم. مادرم پیوسته در ركوع و سجود بود تا اینكه روشنایی صبح پدیدار شد. شنیدم مردان و زنان مومن را دعا می‌كند. یك یك آنها را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌كرد، اما برای خودش هیچ نمی‌خواست. به او گفتم چرا همانطور كه برای دیگران دعا می‌كنی، برای خویش دعا نمی‌كنی؟ فرمود: فرزندم! اول همسایه، بعد خانه.

* روایت است كه در امت رسول خدا هیچكس مانند فاطمه (س) بندگی خدا نكرد. آنقدر بر عبادت می‌ایستاد كه پاهای مباركش ورم می‌كرد. پیامبر (ص) از او پرسید: بهترین چیز برای زن چیست؟ حضرت گفت: آنكه نه او نامحرم را بنگرد و نه نامحرم او را. پیامبر اسلام (ص) دخترش را را در آغوش خود فشرد و گفت: فرزندانی كه یكی برتر از دیگری است.
* امام صادق (ع) به نقل از امام محمدباقر (ع) ـ پدر گرامی‌اش ـ فرمود: علی (ع) و فاطمه (س) نزد رسول خدا رفتند تا كارهای خانه را بین آن دو تقسیم كند. پیامبر (ص) كارهای خانه را به دخترش واگذار كرد و كارهای بیرون منزل را به علی (ع) سپرد. آنگاه حضرت صدیقه طاهره (س) گفت: فقط خدا می‌داند كه وقتی رسول خدا با كارهای خانه مرا از هماوردی و رویارویی با مردان بی‌نیاز داشت، چقدر شاد و خرسند شدم.
* آورده‌اند كه شخصی از قافله جاماند و در بیابان سرگردان شد. در راه زنی را دید كه همراه با فرزندانش به راه او می‌رفت. از آن زن سئوال كرد كه كیست و راه به كجا می‌برد. دید هرچه می‌پرسد، زن با آیه‌های شریف قرآن پاسخ می‌دهد. تعجب كرد. حتی از او پرسید كه آیا از آدمیان است یا پریان كه زن دوباره با آیه‌ای دیگر پاسخ داد. مرد از همراهان آن زن پرسید كه مادر شما كیست و چرا اینگونه جواب می‌دهد. پاسخ دادند: او فضه، كنیز حضرت زهرا (س) كه از 20 سال پیش تاكنون، جز با زبان قرآن سخن نگفته است.
ستم به بانوی آسمانی به روایت پیامبر
شیخ صدوق در خبری طولانی از ابن عباس كه در آن، پیامبر (ص) از ستم بر اهل بیت سخن گفته است، می‌نویسد: دخترم فاطمه، سرور بانوان هر دو جهان است، از نخستین آنها تا واپسینشان. او پاره تن من است. نور چشم و میوه دل من است. روح من است كه در وجودم ریشه دارد. او حوریه‌ای است در سیمای انسان. بانویی است كه هرگاه در محراب به پیشگاه پروردگارش می‌ایستد، نورش همچون ستاره‌ای كه بر زمینیان می‌درخشد، بر فرشتگان آسمان پرتو می‌افشاند. خداوند بر فرشته‌های خود می‌فرماید: فاطمه را ببینید كه چگونه در پیشگاه من ایستاده است و رگ‌هایش از ترس می‌لرزد و با تمام دل خود به بندگی من رو كرده است. شما را گواه می‌گیرم كه شیعیانش را از آتش ایمن خواهم داشت.

پیامبر در ادامه می‌گوید: وقتی كه فاطمه (س) را می‌نگرم، به یاد می‌آورم كه پس از من چه بر او روا می‌دارند. گویی در كنار اویم و می‌بینم كه خواری در خانه‌اش قدم می‌گذارد، حرمتش را می‌درند، حقش را غصب می‌كنند، او را از ارث بازمی‌دارند، پهلویش را می‌شكنند، فرزندش را سقط می‌كنند و او ناله می‌زند و مرا می‌خواند. پاسخش را نمی‌دهند. كمك می‌جوید و یاری‌اش نمی‌كنند. بعد از من پیوسته غم می‌خورد و اندوهناك می‌گرید؛ گاهی از غم قطع شدن وحی از خانه‌اش و گاهی از داغ جدایی پدرش.
پیامبر می‌گوید: وقتی شب فرامی‌رسد، چون صدای مرا كه پیش از این، شب را به قرآن زنده می‌داشتم، نمی‌شنود، وحشت می‌كند. به خود می‌نگرد كه در روزگار پدرش عزیز بود و اینك او را خوار داشته‌اند. در این هنگام، خدای تعالی با فرشتگان خود همدم او می‌شود و همانگونه كه به مریم، دختر عمران خطاب كرد، او را می‌خواند كه: ای فاطمه! خداوند تو را برگزید و پاك ساخت و تو را به زنان جهان برتری داد. ای فاطمه! فرمانبر پروردگار خود باش و سجده كن و با ركوع‌كنندگان ركوع‌ كن. بعد از این، رنجوری فاطمه آغاز می‌شود. بیمار می‌شود و خدای تعالی، مریم را نزدش می‌فرستد تا او را پرستاری كند و مونس تنهایی‌اش شود. در این هنگام، دخترم فاطمه می‌گوید: پروردگارا! من از این زندگی به تنگ آمده‌ام و دلم از مردم دنیا گرفته است. خدایا! مرا به پدرم برسان. خدا نیز او را به من می‌رساند و فاطمه، نخستین فرد از اهل بیت من است كه به من می‌پیوندد. آن وقت، فاطمه، رنجور، اندوهگین و غمناك در حالی كه حقش را غصب كرده‌ و او را كشته‌اند، نزد من می‌آید. من در آن هنگام می‌گویم: پروردگارا! كسی را كه به او ستم ورزیده، لعنت كن. خدایا! آن كه حقش را غصب كرده، جزا ده و هركس كه او را خوار داشته، ذلیل كن. آن را كه دو پهلوی او را تا به حد سقط جنین ضربه زده، در آتش خود جاودانه‌دار. سپس ملائكه آمین می‌گویند.
رنج‌های زهرای اطهر (س)
پس از رحلت اندوهبار رسول گرامی اسلام، فضای سیاسی عجیبی در مدینه حاكم شد و تلاش برای به چنگ آوردن حكومت و نادیده گرفتن سفارش‌های پیامبر به تشكیل سقیفه منجر شد. پس از آن هم اصرار بر بیعت امیر مومنان با خلیفه تعیین شده از سوی سقیفه، هجوم به بیت روحانی فاطمه (س) را در پی داشت و حوادث و اتفاقات آن روزگار، تنها پس از چند روز از رحلت رسول مكرم اسلام موجب اهانت به دختر آن حضرت شد.

تاریخ، آشكارا گویای ظلمی است كه پس از پیامبر بر صدیقه طاهره رفت. ابتدا "فدك "، سرزمینی وسیع از عربستان كه از سوی پدر به او بخشیده شده بود، غصب شد و سپس، بیعت اجباری با علی (ع) حوادثی را رقم زد كه تاریخ در آن باره بسیار شفاف نوشته است. عده‌ای به خانه علی (ع) حمله كرده و قصد گرفتن بیعت داشتند. زهرا (س) از هجوم مهاجمان به خانه و دستگیری همسرش جلوگیری كرد، اما آنان هیزم آوردند و قصد آتش زدن خانه را داشتند. در این حادثه، حضرت صدیقه كبری مورد هجوم و اهانت قرار گرفت و پهلوی مبارك آن حضرت شكست، گونه‌اش نیلی شد و فرزندی را كه در شكم داشت از دست داد.
فاطمه زهرا (س) پس از 95 (و به روایتی 75 روز) از درد پهلو و غم‌ها و رنج‌های فراغ پدر به پیامبر مهر و رحمت پیوست و تاریخ بر همان مسیری پیموده شد كه رسول گرامی خدا گفته بود. هرچند طومار زندگی فاطمه (س) پیچیده شد، اما پس از قرن‌ها، امروز پرچم‌های عزا بر سر در خانه شیعیان افراشته است و روی آنها نوشته‌اند: فاطمه! بیرق ما، چادر خاكی توست؛ همان چادری كه در كشاكش نبرد كوچه با نامردان خاكی شد.
فاطمه زهرا (س) بنا به سفارش خودش شب غسل داده شد و شبانه در جنه‌البقیع، بهشت روی زمین به خاك سپرده شد تا مزار مخفی‌اش در دل شیعیان باشد.
البته از محل دقیق قبر آن حضرت فقط وجود مقدس امام زمان (عج) آگاهی دارد و اینكه قبرستان بقیع محل دفن حضرت باشد، یكی از چند احتمال است. در احادیث شیعه، محل دفن حضرت را خانه خود حضرت معرفی كرده‌اند و به خاطر وجود همین روایات، علمای برجسته شیعه مثل شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، ابن طاووس و علامه مجلسی محل دفن حضرت را خانه‌ ایشان كه بعداً در مسجد قرار گرفت، می‌دانند.


تسلیت

چهارشنبه 6 خرداد 1388

شهادت حضرت فاطمه صدیقه ( علیه السلام ) دخت گرامی حضرت نبی اکرم ( صل الله علیه و آله ) را خدمت تمام شیعیان تسلیت عرض میکنم 


بیانات آیة الله وحید خراسانی به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

چهارشنبه 6 خرداد 1388


بیانات آیة الله وحید خراسانی به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
آیت الله وحید خراسانی به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بیانیه ای صادر نمود.
به گزارش شیعه نیوز» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله وحید خراسانی، متن کامل این بیانات چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم
روز شهادت صدیقة كبری (سلام الله علیها)‌ روزی است كه امت اسلام باید دین خود را به خاتم انبیاء (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدّ مقدور ادا كند.


خداوند متعال به بعثت آن حضرت چراغ هدایتی روشن كرد كه اشعة فروزان آن به تلاوت آیات خدا و تزكیه نفوس و تعلیم كتاب و حكمت، بشریت را از حضیض حیوانیت به اعلی مرتبه كمال انسانیت برساند، و ظلمات جهل و كفر و شرك را به نور علم و ایمان و توحید از آفاق انفس محو كند.


(یا أیها النبى إنا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا‌).
فطرت آدمی را كه در جستجوی هدف از خلقت است به معرفت و ایمان به مبدء عالم به منتهای كمال برساند ( وإن إلی ربك المنتهی ) و او را از قید عبودیت ماسوی الله آزاد، و به بركت (قل هو الله احد) به واحدیت و احدیت (الله الصمد) نائل گرداند، و به قواعد دین مبینش مدینة فاضلة انسانیت را بر اركان مكارم اخلاق و اعمال شایسته بنا كند.


خداوند رئوف رحیم اجر این حیات ابد و سعادت سرمد را كه با تحمل (و ما أوذی نبی مثل ما أوذیت)‌ به این امت عنایت كرد، مودّت ذوی القربای آن حضرت قرار داد (قل لا اسألكم علیه اجرا الا المودة‌ فی القربی).


آنچه مفسرین و محدثین بر آن متفقند آن است كه چون این آیه نازل شد، سؤال شد یا رسول الله قرابت تو كیست كه مودّت آنها بر ما واجب است؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند آنان.


نزدیكتر از تمام قربی به آن حضرت از جهت نسب فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است، و از جهت حسب به اتفاق عامه و خاصه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)‌ فرمود:‌ (فاطمة‌ بضعة منی) او پاره ای از عقل كلّ و خلق عظیم و قلب عالم امكان و تافته بافته از تار و پود وجود سید الاولین و الآخرین است.


علمای عامه و خاصه متفقند كه چون آیة مباهله نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) حسین را در آغوش كشید، و دست حسن را گرفت، و فاطمه پشت سر آن حضرت و علی پشت آن دو. و مردم دانستند كه مراد خدا از آیة مباهله چه كسانی هستند، و اسقف نجران گفت: چهره هائی می بینم كه اگر دست به دعا بردارند این سرزمین به آتش مشتعل می شود .


اگر كسی جز آن جمع، چنین آبرویی به درگاه خدا داشت ممكن نبود حكیم علی الاطلاق این مقام را در انحصار آن پنج تن قرار دهد.


آن سیدة نساء‌ العالمین كه مقامش در راه مباهله، پشت سر خاتم و پیش روی امام أمم بود، در مقام عصمت از خطا و هوا به جایی رسید كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: خداوند به غضب تو غضب می كند و به رضای تو راضی می شود، چنین عصمت كبرائی باید چشم و چراغ اصحاب كساء هنگام مباهله و دعا، و جمع منحصر به فرد نسائنا در كلام خدا باشد.


آن كسی كه خداوند علیم حكیم به طفیل وجود او عرش و كرسی و لوح و قلم را آفریده و او را به مقام (ثم دنی فتدلی فكان قاب قوسین او ادنی فاوحی الی عبده ما اوحی) بار داده با زبانی كه (ما ینطق عن الهوی) سه مرتبه فرمود: (فداها ابوها).


عالم طبیعت تاب تحمل اشراق انوار آن آفتاب آسمان عصمت را ندارد. در عرصة قیامت كبری ـ كه به مقتضای (وبرزوا لله الواحد القهار)‌ اشعة علم و ایمان و معرفت و عبادت ارواح انبیاء و اولیاء‌ بر عرصة محشر بتابد و به مقتضای (آدم و من دونه تحت لوائی) همگی تحت الشعاع خورشید منظومة وجود در مقام محمودند ـ فاطمه زهرا پیشاپیش عقل كل و ختم رسل باشد، كه به روایت عامه و خاصه فرمود: (وأبعث علی البراق خطوها عند أقصی طرفها و تبعث فاطمه أمامی).


محدّثین عامه، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) روایت كرده اند كه فرمود: (اول شخص یدخل الجنة فاطمة) اول كسی كه قبل از تمام انبیاء و اوصیاء بر بساط قرب خدا قدم می گذارد فاطمة زهراست.


بر در آن بهشتی كه منتهی الآمال عباد الله الصالحین من الاولین و الآخرین است، و انبیاء و اوصیاء و اولیاء باید بر آن باب رحمت وارد شوند نوشته است (فاطمة خیرة الله) آن انسیه حورا كسی است كه خدا او را اختیار كرده و خلد برین را به نام او مزین كرده، (و ربك یخلق ما یشاء و یختار).
آنچه از مقامات او گفته شد قلیلی بود از كثیری به استناد كتاب الله یا سنة رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) ( ما آتاكم الرسول فخُذوه) كه اختصاص به مذهبی ندارد، و هر مسلمانی باید در مقابل كلام خدا و رسول تسلیم باشد، و وظیفه خود را در اقامة شعائر فاطمیه كه اظهار مودّت به بضعة‌ الرسول است انجام دهد، و ثمره اش را كه رضای خدا و خوشنودی خاتم الانبیاء است كه فرمود: (فاطمة شجنَة منی یبسطنی ما یبسطها و یقبضنی ما یقبضها) ببیند.


و در حدیث صحیح، شیخ المحدثین صدوق از علی بن بابویه از علی ابن ابراهیم از ابراهیم بن هاشم از ابن ابی عمیر از ابان بن عثمان از ابی عبدالله جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود: چون روز قیامت شود خداوند اولین و آخرین را در صعید واحد جمع كند، منادی ندا می كند چشمها را بپوشید و سرها را خم كنید تا فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) بگذرد و امام (علیه السلام) فرمود: فاطمه می آید بر ناقه ای از ناقه های بهشت، هفتاد هزار ملك او را همراهی می كنند، پیراهن آغشته به خون حسین (علیه السلام) را می گیرد و می گوید: یا رب این پیراهن فرزند من است و تو می دانی با او چه رفتار شد، پس ندا از نزد خداوند عزوجل می آید یا فاطمه برای توست نزد من رضایت تو.


این روایت ـ كه با صحت سند مشتمل بر دو شخصیت از اصحاب اجماع است و از زبان كسی است كه اسم او نزد اهل آسمان صادق است ـ گویای جاه و جلال فاطمه نزد خداوند متعال است كه در هنگامة قیامت كبری یوم (یقوم الناس لرب العالمین) اهل محشر چشم بسته و سر به زیرند تا فاطمه بگذرد.


كسی كه میوة درخت وجود او، ثاراللهی است كه (بسم الله و بالله و فی سبیل الله) از قلب سید الشهداء (علیه السلام) ریخت و شجره طیبه اسلام را آب حیات بخشید.


كسی كه یازده ستاره آسمان امامت از مطلع وجود او پدید آمد، و حكومت توحید و عدل الهی به ظهور آخرین فرزند معصوم او برپا شود، تا ثمره خلقت عالم و آدم و بعثت انبیاء از آدم تا به خاتم به مقتضای (هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله) محقق شود سزایش جز این نیست كه جزایش رضای مطلق حضرت حق باشد.


در مقابل آن عبادتی كه هرگاه با پای ورم كرده در محراب می ایستاد خداوند علی عظیم به عبادت و عبودیت او مباهات می كرد، و در برابر پیكری كه در جهاد در راه خدا و ولی خدا هنگام رحلت شبحی از آن باقی مانده بود، و نیمه شب با آه و نالة كودكان دل شكسته رخ در نقاب كشید و قبر گمشده اش داغی بر دل اولیاء خدا گذاشت، شایسته آن است كه روز جزا امین وحی با دستی كه صحف و توراة و انجیل و زبور و قرآن را از خدا گرفت و به نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و داوود و خاتم انبیاء (علیهم السلام) داد زمام ناقة او را بگیرد.


و در قبه ای كه داخل آن عفو الله و خارج آن رحمة الله است بنشیند و لوح محو و اثبات سیئات و حسنات اولین و آخرین در اختیار او باشد، و خداوند علی عظیم تاج (یا فاطمة لك عندی الرضا) بر سر او بگذارد.


شیعیان آن حضرت فرصت را غنیمت شمرند روز شهادتش در اقامه عزا در خانه ها و حسینیه ها و برافراشتن پرچمهای هیئت ها در خیابان و بازارها كوتاهی نكنند تا روز قیامت كبری كه مشكل گشائی جز رضای (مالك یوم الدین) نیست، و رضای ذات قدوس او هم رضایت حضرت زهرا است به حسرت ابدی مبتلا نشوند (و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر) كه می توانستیم برای تسلیت این مصیبت عُظمی به پدرش خاتم انبیاء و شوهرش سید اوصیاء و فرزندانش ائمة هدی و در یك كلمه تحصیل رضای خدا یك قدم بیشتر برداریم و بیشتر مورد رحمتی شویم كه امام ششم از خدا خواست:‌ (اللهم ارحم الصرخة التی كانت لنا)
این مقاله باید به وصیت آن حضرت ختم شود:

این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا به آن وصیت كرده وصیت كرده در حالتی كه شهادت می دهد كه لا اله الا الله و همانا محمد بنده او و فرستاده او است، و همانا جنت حق و نار حق است، و ساعت (قیامت) خواهد آمد و ریبی در آن نیست، و خدا مبعوث می كند كسانی را كه در قبرها هستند.

یا علی من فاطمه دختر محمدم خدا مرا به تو تزویج كرد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم تو به من سزاوارتری از غیر من. شب مرا حنوط كن و غسل بده و كفن كن و بر من نماز بخوان و مرا شب دفن كن و به احدی اعلام نكن. تو را به خدا می سپارم و به اولاد من تا روز قیامت سلام مرا برسان).


در جملة آخر مطلبی است كه تذكر آن لازم است:
اولاً: با احاطه ای كه بما كان و ما یكون داشت خبر داد كه تا روز قیامت اولاد او در زمین منتشرند ثانیاً: ختم وصیت به این سلام مسئولیت سنگینی بر دوش تمام فرزندان آن حضرت حتی كسانی كه به وسیلة مادر به او منتسبند می گذارد چون به مقتضای كتاب و سنت آنها هم ذریة زهرایند، و آن مسئولیت این است كه باید پاسدار حق ضایع شده مادر خود باشند، و هرگز آن دفن شبانه و قبر گمشده را فراموش نكنند، و شب و روز شهادت آن حضرت در سرتاسر زمین هرجا هستند متناسب با عظمت مصیبت جواب سلام مادر خود را بدهند.

و علی الأطائب من أهل بیت محمد و علی صلی الله علیهما و آلهما فلیبك الباكون و ایّاهم فلیندب النادبون

انا لله و انا الیه راجعون

شیعه نیوز


باور نمیکنم

شنبه 2 خرداد 1388

هنوز باورم نمیشه این مرد بزرگ رفت
بخدا خیلی سخته
جگرسوز شدم

خدایا درجات آن عبد صالح را متعالی بگردان


در حدیث دیگران

پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388

1. امام خمینی (قدس سره)
2
. علامه طباطبایی(ره)
3. آیت الله بهاء الدینی(ره)
4.
آیت الله فکور(ره)
5.
آیت الله حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره)
6
. آیت الله سید احمد فهری
7.
آیت الله شیخ عباس قوچانی(ره)
8.
آیت الله مشکینی
9.
آیت الله علامه محمد تقی جعفری(ره)
10
. آیت الله بُدلا
11.
آیت الله مصباح
12.
آیت الله طاهری شمس
13.
آیت الله شیخ جواد کربلایی
14.
آیت الله آذری قمی
15.
آیت الله مسعودی خمینی
16.
حجة السلام والمسلمین فقهی
17.
یکی از فضلای نجف
18.
مؤلف کتاب گنجینه دانشمندان
19.
آیت الله محمد حسین احمدی فقیه یزدی
20.
حجة الاسلام والمسلمین امجد
21.
استاد خسرو شاهی
22.
استاد هادوی

1. امام خمینی ( قدس سره )

امام (ره) عنایت خاصی به آیت الله بهجت داشتند، نقل چند جریان در این ارتباط، مدعای ما را اثبات می کند:
آیت الله مسعودی می گوید:
« من در ضمن چهار پنج سالی که خدمت امام بودم یادم هست که دو سه مرتبه امام فرمود: فلانی، فردا صبح می خواهیم برویم منزل آقای بهجت. و فردای آن روز بلند می شدیم و می آمدیم منزل ایشان، همین منزلی که اکنون در آن ساکن هستند، و در اولین اتاق ورودی با همین فرشهایی که الان موجود است یکی دو دقیقه می نشستیم، سپس امام اشاره می کردند و من بیرون می رفتم و ایشان حدود نیم ساعت با آقای بهجت به گفتگو می پرداختند بعد امام بیرون می آمدند و می رفتیم. اما اینکه درباره چه مسائلی گفتگو می کردند، نمی دانم خودشان می دانستند و خدا.
همچنین دو سه مرتبه در همان بحبوحه نهضت 41 یا 42 آقای بهجت به من فرمودند که شما به آقای خمینی بگویید فردا صبح ساعت فلان دو رأس گوسفند قربانی کند و من می آمدم به امام اطلاع می دادم، ایشان هم بلا فاصله به من می گفت شما به قصاب ( آقای فرجی که اکنون نیز در قید حیات هست ) بگویید دو رأس گوسفند از طرف ما قربانی کند بعد پولشان را می دهیم.
بار دیگر نیز آقای بهجت به من پیغام داد که به امام بگویم: سه رأس گوسفند قربانی کند، آقا هم بلافاصله دستور داد سه رأس قربانی کنند.
اینها همه مسائلی بود که بین امام و آیت الله بهجت بود و ما فقط ظواهرش را می دیدیم و از باطنش اطلاع نداشتیم.
نیز هنگامی که امام در جماران ساکن بودند آقای بهجت به من فرمودند: یک نامه کوچکی دارم شما این را به آقا برسانید، من نامه را گرفتم توی پاکت گذاشتم و بردم در جماران خدمت امام دادم.
در هر صورت رابطه این دو بزرگوار خیلی تنگاتنگ بود، چندین بار نیز حضرت امام با آقای شیخ حسن صانعی منزل آقای بهجت رفتند؛ زیرا هنگامی که امام قم بودند من و آقای شیخ حسن صانعی همیشه در خدمت امام بودیم.

آیت الله بهجت هم به امام عنایت خاصی داشتند.
یکی از شاگردان امام قدس سره در خاطره ای می گوید: « پس از آزادی حضرت امام از زندان و ورودشان به قم در سال 1341 هـ.ش. مردم در تمام محله های قم جشن گرفتند و منزل هر روز آکنده از جمعیت بود، در آن زمان حضرت آیت الله العظمی بهجت نیز از کسانی بود که هر روز به منزل امام تشریف می آوردند و مدتی بر در یکی از حجرات بیت ایشان می ایستادند وقتی به ایشان پیشنهاد شد که شایسته نیست بیرون اتاق بایستید، لااقل در داخل اطاق بنشینید. ایشان در جواب فرمود: من بر خود واجب می دانم که جهت تعظیم این شخصیت ارزنده به اینجا آمده و دقایقی بایستم و سپس باز گردم. »

آیت الله مصباح نیز در این باره می گوید:
« مرحوم آقا مصطفی(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل می کرد:
آقا معتقدند جناب آقای بهجت دارای مقامات معنوی بسیار ممتازی هستند.

از جمله مطالبی که از پدرشان درباره آقای بهجت نقل می کردند این بود که: ایشان دارای موت اختیاری هستند، یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح خویش را از بدن به اصطلاح خلع کنند و بعد مراجعت کنند. این یکی از مقامات بلندی است که بزرگان در مسیر سیروسلوک عرفانی ممکن است به آن برسند، و همینطور مقامات معنوی دیگری در معارف توحیدی که زبان بنده یارای بحث درباره این زمینه ها را ندارد. »

هم او در جای دیگر می گوید:
« مرحوم حاج آقا مصطفی از قول امام نقل می کردند: وقتی امام (که ارتباط نزدیکی با مرحوم آقای بروجردی داشتند ) دیده بودند که زندگی آقای بهجت خیلی ساده است، برای کمک به زندگی ایشان یک وجهی از مرحوم آقای بروجردی گرفته بودند، وقتی آورده بودند برای آقای بهجت ایشان قبول نکرده بودند و امام هم مصلحت نمی دیدند آن وجه را برگردانند، به هر حال با یک چاره اندیشی حضرت امام فرموده بودند ( این طور که نقل کردند ): من از مال خودم به شما می بخشم، و شما اجازه بدهید من این را دیگر بر نگردانم. تا اینکه به این صورت ایشان به عنوان هبه از ملک شخصی حضرت امام قبول کردند. »
باز آیت الله یزدی در مورد عنایت ویژه حضرت امام به ایشان می گویند:
« در یکی از شرفیابی های خبرگان رهبری به خدمت حضرت امام راحل رحمه الله، از ایشان رهنمودی برای مسائل اخلاقی خواسته شد، حضرت امام، خبرگان را به حضرت آیت الله العظمی بهجت حواله دادند. و در جواب اظهار خبرگان که ایشان کسی را نمی پذیرد، فرمودند: آنقدر اصرار کنید تا بپذیرد. »


2. علامه طباطبایی (ره):

« ایشان (آیت الله بهجت) عبد صالح است. »


3. آیت الله بهاء الدینی (ره):

« الآن ثروتمند ترین مرد جهان ( از جهت معنوی ) آقای بهجت است. »

4. آیت الله فکور (ره):

آیت الله محمد حسن احمدی می گوید: آیت الله فکور خیلی نسبت به آقای بهجت عنایت داشتند و می فرمودند:
« آقای بهجت از جمله افرادی هستند که مخصوصاً در صراط معنویت فوق العاده هستند. »


5. آیت الله حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره):

از محضر ایشان سؤال شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟
فرمودند:« آقای بهجت، آقای بهجت. »


6. آیت الله سید احمد فهری:

از ایشان نیز پرسیده شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟
فرمودند:« آقای بهجت، آقای بهجت. »


7. آیت الله شیخ عباس قوچانی (ره):

آقای مصباح می گوید:
« از جمله کسانی که درباره حضرت آقای بهجت اعتقاد به کمالات فوق العاده داشت آقا شیخ عباس قوچانی، جانشین مرحوم آقای قاضی در مسائل اخلاقی و عرفانی بودند که در نجف متوطن بود ( و فرزندش نماینده ولی فقیه در ستاد مشترک است.)
ایشان می فرمود: وقتی که آقای بهجت خیلی جوان بودند و هنوز سنشان به بیست نرسیده بود ( تعبیرشان این بود که هنوز محاسنشان درست در نیامده بود ) به مقاماتی رسیده بودند که ما به واسطه ارتباط نزدیک و رفاقت صمیمانه ای که داشتیم اطلاع پیدا کردیم، و ایشان از من عهد شرعی گرفتند تا زنده هستم آنها را جایی نقل نکنم. و به نظرم همین موت اختیاری را مطرح می کردند. »
کسی که در آن سن به این مقامات رسیده باشد باید حدس زد که در سن هشتاد سالگی و بعد از یک عمر طولانی سیروسلوک و استقامت در راه بندگی خدا و انجام وظایف، به چه پایه ای از قرب خدا رسیده باشد. وهمین باعث می شود که هر مؤمن پاک سرشتی که ایشان را می بیند مجذوب شود، مخصوصاً آن حالات عبادی ایشان را، و اگر کسی مؤفق بشود در نمازهای ایشان شرکت کند، مایه برکات بسیار زیادی است.


8. آیت الله مشکینی:

« ایشان (آیت الله العظمی بهجت) از جهت علمی هم در فقه و هم در اصول، در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله ای بالاتر از آن می باشند، و استادانی که ایشان از آنها استفاده کرده اند نیز در مقام خیلی بالایی قرار دارند که ما باید مانند ستاره ها به آنها بنگریم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ایشان کتابها نوشته شود. »


9. آیت الله علامه محمد تقی جعفری(ره):

« اینکه در روایات آمده است که « هر کس عالمی را در چهل روز زیارت نکند، مات قلبه ( قلبش می میرد) و همچنین « زیارة العلماء أحبّ إلی الله تعالی من سبعین طوافاً حول البیت: زیارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} می باشد. » مصداق بارز «علما» آیت الله بهجت هستند. صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ایشان را می بینم تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی است، و در واقع هشدار دهنده برای ما می باشد. »


10. آیت الله بُدلا:

« وضع مقامات آقای بهجت از همان زمانی که درس آیت الله بروجردی می رفتیم روشن بود، و معلوم بود که ایشان لیاقت چنین مقاماتی را دارند. »


11. آیت الله مصباح:

« آیت الله بهجت جامع دقتهای مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی از طریق شاگردان بر جسته شان آقا شیخ محمد کاظم، و همینطور نوآوریهای مرحوم آقای نائینی و مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی، و تربیتهای معنوی مرحوم آقای قاضی می باشند.
این استادان یک شخصیت جامع الاطرافی به وجود آورده اند که نعمت بسیار بزرگی در عصر ما به حساب می آید، و جا دارد که از لحظه لحظه عمر ایشان استفاده برده شود. البته کسانی که لیاقتش را داشته و قدر شناس باشند.
همینطور خدای متعال به ایشان ویژگیهای شخصی و استعدادهای ذاتی عطا فرموده که جنبه کسبی ندارد و خدادادی است، با این وصف ایشان مقامات معنوی خود را کتمان می کنند و کسانی که اطلاعی داشته باشند اجازه گفتن ندارند. »

و نیز آقای مصباح می فرماید:
« آیت الله بهجت هم در مسائل علمی فوق العاده دقیق هستند و بدان اهتمام دارند و واقعاً درس را یک وظیفه واجب جدّی می دانند و تحقیق در مسائل فقهی را بسیار اهمیت می دهند، و هم در مسائل عبادتی و معنوی اهتمام کافی دارند و آنها را یک بال دیگری برای پرواز انسان تلقی می کنند که هیچ کدام بدون دیگری کارساز نیست. »

12. آیت الله طاهری شمس:

« آیت الله العظمی بهجت به یک افقی رسیده که وقتی به احکام و دستورات اسلام نگاه می کنند، فتوایی را می دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نیست. »

13. آیت الله شیخ جواد کربلایی:

« در این چند سال که در تهران و قم هستم از بعضی اشخاص درباره آیت الله العظمی بهجت مطالبی شنیدم که حاکی از این است که ایشان واجد الطاف خاصه الهی هستند، « هنیئاً له ثم هنیئاً له: گوارایش باد، و گوارایش باد! » بنده زبان حالم به ایشان این است:
هر چند بردی آبم، رو از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر، کز مدعی رعایت
ای آفتاب خوبان! می سوزد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
و نیز عرضه می دارم:
اگر شراب خوری، جرعه ای فشان بر خاک
به مذهب همه، کفرطریقت است امساک »

14. آیت الله آذری قمی:

« حضرت آیت الله العظمی بهجت شاگرد آیت الله العظمی نائینی و آیت الله العظمی محقق اصفهانی هستند، سوابق درخشانش در تحصیل و تدریس غیر قابل انکار است، به طوری که بعضی از فضلای با سابقه حوزه علمیه قم 15 سال از محضر درس ایشان استفاده شایانی کرده اند. و اکنون خود آنان از مجتهدین به نام هستند.
علاوه بر علم، در عمل و تقوا و ورع نیز ایشان در شهر قم زبانزد خاص و عام است، و به قول بعضی از دوستان ایشان را نمی شود گفت آدم با تقوایی است، بلکه عین تقوا و مجسمه تقواست، و تقوا و عدالت یکی از بهترین صفات مرجع تقلید است که در ایشان یافت می شود. »


15. آیت الله مسعودی خمینی:

« امثال آقای بهجت همیشه در هر دوران کم بوده اند، باید از ایشان استفاده کرد. و بخصوص از نظر اخلاقی و معنوی سطح بالایی دارد، همه و بویژه جوانان و کسانی که دنبال اخلاقیات می باشند خدمت ایشان بروند و درس اخلاق بگیرند، حتی چهره اخلاقی و معنوی آقا خیلی کارساز است. »


16. حجة السلام والمسلمین فقهی:

« اگر شجره طیبه انسانیت غیر از چهارده معصوم میوه سالم داده باشد که حتما" داده است یکی از آن میوه های سالم وجود مقدس آیت الله العظمی بهجت است. »


17. یکی از فضلای نجف:

« ایشان [آیت الله بهجت] در جوانی دانشمند، مجتهد مسلم و مورد وثوق و اعتماد خواص بود. تا حدی که در سفر به کربلای معلّی، آقایان علما بالاتفاق به ایشان اقتدا می کردند. »


18. مؤلف کتاب گنجینه دانشمندان:

« آیت الله اقای حاج شیخ محمد تقی بهجت غروی فومنی از آیات و مدرسین بزرگ و دانشمندان به نام حوزه علمیه قم و از مفاخر گیلان و شهرستان فومن می باشند، و حقا" عالمی برجسته و دانشمندی شایسته و مهذّب و بارع و متقی و پارسا و معرض از تظاهرات و اجتماعات و دائم الذکر و مورد توجه افاضل مدرسین و دانشمندان حوزه علمیه قم می باشند. »

19. آیت الله محمد حسین احمدی فقیه یزدی:

« روز قیامت که روز احتجاج است برای ما یقینی است که آیت الله العظمی بهجت جزء حجتهای الهی هستند، و اگر ما واقعاً نتوانیم از محضرشان درست استفاده کنیم و درست تربیت بشویم محکوم می شویم و نمی توانیم جواب صحیح الهی را بدهیم. »


20. حجة الاسلام والمسلمین امجد:

« ایشان از مفاخر عصر ما هستند، کسانی که کم و بیش با ایشان آشنایی دارند می دانند که در یک اوج بالایی از علم و معنویت قرار دارند... بنده معتقدم آقای بهجت در علم و معنویت نظیر ندارد. به تعبیر دیگر: ایشان فرشته روی زمین هستند، باید از برکات وجود ایشان استفاده کرد. »

21. استاد خسرو شاهی:

« شناختن آیت الله العظمی بهجت و کمالات ایشان جز به تهذیب نفس و توسعه وجودی ممکن نیست، و هر کسی با توجه به سعه وجودی خودش می تواند درک کند، بنابراین برای شناخت کمالات ایشان باید تهذیب نفس کرد و وجود خود را توسعه داد تا از کمالات آقا بهره بیشتری برد. »


22. استاد هادوی:

« آیت الله بهجت تجلی یک عمر سیروسلوک و جهاد و تلاش در راه خدا و برای رسیدن به حقیقت است. و به عبارت کوتاهتر: ایشان تندیس یک عمر مجاهدت می باشند. »

وبسایت رسمی آیت الله العظمی بهجت ( رضوان الله تعالی علیه )



فهرست وبلاگ

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    بیشتر در مورد چه چیزی مطلب بگذارم ؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin